ماهيت و قلمرو جغرافياي سياسي:
جغرافياي سياسي شاخهاي از جغرافياي انساني است. امروزه طبق آخرين تعريف، نقش ويژه جغرافياي سياسي تحليل فضايي پديدههاي سياسي و شناسايي فرايندهاي سياسي است.
هارتشورن در سال 1954 اولين تعريف منسجم زير را که اغلب جغرافيدانان آن را پذيرفتند، ارائه داد. «جغرافياي سياسي، تفاوتها و تشابهات سياسي منطقه اي و ارتباط آنها را با ساير تفاوتها و تشابهات جغرافيايي بررسي ميکند».
با توسعه جغرافياي سيستماتيک و تئوريک نياز به يک تعريف جديد احساس ميشد.در اواخر دهه شصت ارائه و تعريف تغييرات ديدگاهي، اين علم را پديدار ساخت. جکسون کار اساسي جغرافياي سياسي را بررسي پديدههاي سياسي در جايگاه منطقهاي آنها تعريف کرد، در حالي که آکادمي ملي علوم در کميته ويژه جغرافيا مصالحهاي ميان ديدگاهها ايجاد کرده و کار اساسي جغرافياي سياسي را بررسي کنش متقابل منطقه جغرافيايي و فرآيند سياسي دانست. دو تن از جغرافيدانان به نامهاي کوهن و رزنتال با استفاده از متدولوژي جديد الگويي طرح کردند که نقش سياسي انسان در جامعه و ارتباط آن با سرزمين و نتايج حاصل از اين ارتباط را در تشکيل نظام سياسي نشان ميدهد.در اين الگو نقش سياسي انسان بصورت ايدئولوژي سياسي، ساختار سياسي و تصميمهاي اجرايي بروز ميکند.